بهشتي مرد تمام دورانها
معلم بچه ها را صدا کرد بیایند انشا بخوانند. ننوشته بود. دفتر را باز کرد واز حفظ چیز هایی را گفت. نمره اش بیست شد. زنگ تفریح صدایش کردند. بهشتی معلم کلاس بود. گفت: " تو که بلدی انشای ننوشته بخونی سعی کن بنویسی. --------------------------------------------------------------------------------------------- طلبه بود وجوان . هر روز میرفت دبیرستان ها درس انگلیسی میداد. میگفت اینطوری استقلالم بیشتر است نواقص حوزه رابهتر میفهمم و با شجاعت بیشتری متوانم نقد کنم. تا آخر عمرش هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی میکرد. ------------------------------------------------------------------------------------------------- خستگی از چشم های همه پیدا بود. بالاخره اجلاس پایانی خبرگان قانون اساسی بود. همه هم بودند. همه ی نمایندگان سیاسی کشورها . رفته بود جلو با تک تکشان دست داده بود و ازشان تشکر کرده بود. به سه زبان انگلیسی عربی و آلمانی. --------------------------------------------------------------------------------------------------- شنا بازی میکرد. والیبال بازی میکرد. کوهنوردی هم میرفت. رفته بود کرج والیبال بازی کرده بودند. بقیه تعجب کرده بودند از بازی خوبش. ------------------------------------------------------------------------------------------------------- از بچه ی کوچکش پرسید" نظرت درباره ی این ترجمه ی سوره ی حمد من چیه ؟" خندیدند که اخر این بچه چی از ترجمه و تفسیر میفهمه! گفت" اتفاقا برام مهمه. میخوم دونم ترجمه ی من به کار هم سن های اون میاد یا نه.
------------------------------------------------------------------------------------------------------ چند نفر امده بودند که ما توی بازار فلانی را خوب میشناسیم. برای سامان دادن امور اقتصادی دولت و انقلاب مناسب است. بهشتی گفته بود اگه 500 هزار تومان خودتون رو بدید دستش مطمئنید که خیانت نمی کنه؟ ساکت شده بودند. گفته بود" کار انقلاب کار 500 هزار تومان نیست. شما تا این حد هم بهش اعتماد ندارید. -------------------------------------------------------------------------------------------- گذاشته بودشان توی دبیر خانه ی شورای انقلاب. اوایل نقص داشتند. اعتراض ها که زیاد شد گفت" جوانند باید یاد بگیرند برای اینده انقلاب. باید نسل جوان با ایمان را بیاوریم در میدان. با خامی هایشان بسازیم و از خود سازی هایشان لذت ببریم. --------------------------------------------- منبع: نشریه ی نورالهدی
------------------------------------------------------------------------------------------------------ چند نفر امده بودند که ما توی بازار فلانی را خوب میشناسیم. برای سامان دادن امور اقتصادی دولت و انقلاب مناسب است. بهشتی گفته بود اگه 500 هزار تومان خودتون رو بدید دستش مطمئنید که خیانت نمی کنه؟ ساکت شده بودند. گفته بود" کار انقلاب کار 500 هزار تومان نیست. شما تا این حد هم بهش اعتماد ندارید. -------------------------------------------------------------------------------------------- گذاشته بودشان توی دبیر خانه ی شورای انقلاب. اوایل نقص داشتند. اعتراض ها که زیاد شد گفت" جوانند باید یاد بگیرند برای اینده انقلاب. باید نسل جوان با ایمان را بیاوریم در میدان. با خامی هایشان بسازیم و از خود سازی هایشان لذت ببریم. --------------------------------------------- منبع: نشریه ی نورالهدی
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 22:10 توسط آزاد
|